بوی اصالت، از طلا و نقره، ایل و تبار، مقام و ثروت، بر نمی خیزد. *بوی اصالت،* بوی تن آدم و حوا و عطر بهشت برین است، تا دوست داشته باشیم، برگردیم به بهشت کودکانگی و صداقت.

پویش خبر- گاهی، کنار هم هستیم، ولی خوشحال نیستیم. احساس امنیت نمی کنیم، به ما خوش نمیگذرد، نمی توانیم راحت باشیم ، نمی توانیم خودمان باشیم. مجبوریم نقش بازی کرده و خودمان را به گونه ای دیگر نشان دهیم. تا دیگران از ما راضی بوده یا ما را در جمع شان، بپذیرند.

کسی که تلاش کند، نقش بازی کند. در واقع، از اصالتش دور شده و اصلش را فراموش کرده و یا در سایه قرار می دهد. هرچه آدمی، به خودش نزدیک تر و با خود در صلح بوده، دارای نقاب کمتری باشد، اصیل تر و طبیعی تر است.

موفقیت، فرهنگ، شخصیت و…تعریف هایی نسبی و کامل ندارد . لذا برای شناخت بسیاری از معانی ، چاره ای جز پیدا کردن خصوصیات و شناخت از طریق خصایل نداریم. مثلاً اگر بخواهیم آدم اصیل را تعریف کنیم، نمی توانیم بگوییم، کسی که پدرش وزیر یا وکیل، از نوادگان فلان امام زاده، نواده فلان خان است، اصیل است. زیرا، وزیر زاده ، وکیل زاده ، امام زاده، سید و غیر سید،  شمالی، و جنوبی، لر و ترک، فارس و عرب، کرد و بلوچ، همه فرزندان آدم و از یک نسل و دارای نیای مشترکیم و از افراد غار نشین وانسانهای نئاندرتال، در زمانهای دور و دراز، ریشه گرفتیم و میوه شدیم.  میوه های یک درخت، نمی توانند، ریشه های خود را انکار، یا گذشته خود را طلایی، جلوه دهند. پس در اصل و نسب، هیچ کس بر دیگری امتیازی نداشته و از دیگری اصیل تر نیست. اما *می توان از دیگران آدم تر بود یا به آدمیت نزدیکتر بود.* در نتیجه خصوصیات آدم اصیل، نشان دهنده اصالت است، نه شناسنامه و ایل و تبار و عنوان افراد .

 از طرفی، آنقدر حق و باطل، در جامعه ما به هم آمیخته که حتی، ژن های به اصطلاح نامرغوب، خود را ژن برتر نشان می دهند و چه بسیار، رئیس و مسئول بی کفایت (و به ناحق پیشی گرفته)، وجود دارد که نمی توان اصالت را به مقام اداری و موقعیت اجتماعی و اقتصادی، نسبت داد.

آدم اصیل، ممکن است در قالب یک کارتن خواب، قبر خواب، مدیر، راننده تاکسی، نجار،  مکانیک و خدماتی و… خودش را نشان دهد. هرچند بعضی از فرصت طلب های امروزی دو رویی و فریبکاری را به عنوان زیرکی و به روز بودن جلوه داده و قلمداد می کنند. اما، آدم اصیل، اهل دو رویی، خیانت، فریب، تمسخر، تملق، نفاق، حیله، اهل محله بدحسابی، اهل شهر دروغگویی و اهل کشور فرصت طلبی، نیست.

 آدم اصیل، لزوما خوش قد و بالا، تنومند و قوی هیکل نیست، *مهمترین خصوصیت آدم اصیل تربیت پذیر بودن است،* تا اگر خطا رفت، به مسیر درست، باز گردد. ممکن است شکست خورده، رنج کشیده، یا زمین بخورد، اما، در کوره حوادث، آبدیده تر گشته، زنگارش پاک می گردد، صیقل یافته و طلوع بهتری خواهد داشت.. آدم اصیل، نجیب است، حتی به خاطر نجابتش، زودتر از دیگران، فریب می خورد و باور می کند. افراد اصیل، دریده گوی و چشم چران و هرزه دهن نیستند. فرد اصیل، با حیاء ، شریف، عفیف و پاکدامن است. نه خود را بزرگتر نشان می دهد و نه کوچکتر، نه تحقیر می کند و نه اجازه تحقیر به دیگران می دهد. آدم اصیل، جوانمرد و باعزت است، از تملق بیزار و از صداقت سرشار است. قابل اعتماد و یکرنگ است، همرنگ جماعت نا اهل نمی شود و به شالوده و معیاری،  اعتقاد و ایمان دارد. به خیر و نیکی و برتری نیکی، بر اهریمن ایمان دارد. می داند که دروغ گویان، گرچه ممکن است، چند روزی مردم را بفریبند و خود را دوست نشان دهند، اما، خانه هایشان مانند خانه عنکبوت، سست و لرزان بوده و باطن نادرستشان  به زودی آشکار می گردد.

آدمهای غیر اصیل، ممکن است، لباس هرکسی را بر تن کرده و به هیچکس رحم نمی کنند. حتی متخصصین و مقدسین بیشتر در معرض هجوم آدمهای غیر اصیلند. آنها پزشک، طلبه، بسیجی، مسئول، متخصص، اهل مسجد و… می شوند، اما در لباس طلبگی، بوی معامله گری می دهند، در لباس بسیجی دنبال اختلاس و در لباس پزشکی، بوی خیانت می دهند. شاید پذیرش دین و احترام دینداران، در بین مردم، مهمترین دلیل موفقیت ریاکاران باشد، زیرا هیچ دستگاه تقویٰ سنجی وجود ندارد و مردم ناچارند، براساس ظاهر آدمها، مذهبی و غیرمذهبی بودنشان را قضاوت کنند.

آدمهای غیر اصیل،  بوی آدمیت نمی دهند، لباس عوض می کنند، ولی باز همان بوی متعفن غیر اصیل بودن را با خود  دارند. اما، آدمهای اصیل بوی خوشی دارند، بوی تن آدم می دهند. بوی خاک باران خورده، بوی میخک، بوی آویشن و برنجاسف می دهند. آنها، اشتباه می کنند، اما اشتباهشان، سرشار از حس شرمگینی و پوزش خواهی است. خودشان از اشتباهشان، بیشتر آسیب می بینند. اشتباهشان، دایماً رنجشان می دهد. بوی اصالت، شبیه بوی مادر بزرگ ها، کتابهای قدیمی، کاغذ کاهی، عطر یاس و گل نرگس است. آدمهای اصیل بوی تند آدکلن و نفت و مواد شوینده نمی دهند. آنها، بوی ملایم مهربانی می دهند. اگر چند دقیقه با آنها هم سخن شوید، احساس امیدواریمی کنید و حس خوشایندی از جهان پیدا می کنید، و با خودتان زمزمه می کنیدکه جهان، چه جای خوبیست.

آدمهای غیر اصیل، تو را از انسانیت مأیوس می کنند، بعداز ملاقات با آنها، احساس می کنی، چه دنیای زشتی، در اطراف ماست. چقدر بی حیایی و بی شرمی، رشد کرده است و…

بوی اصالت، از طلا و نقره، ایل و تبار، مقام و ثروت، بر نمی خیزد. *بوی اصالت،* بوی تن آدم  و حوا و عطر بهشت برین است، تا دوست داشته باشیم، برگردیم به بهشت کودکانگی و صداقت.

لطفاً، بوی مهربانی، صمیمیت و امید بدهیم و جهان را جایی بهتر، برای بهزیستی انسان کنیم….

بیا بسوی دوستی،

بیا به سوی آشتی،

بیا به سوی سرزمین های بارور،

به سوی دشت های دلپذیر،

به سوی هرکجا،

که سرزمین بهتریست ،سفر کنیم.

بیا زدشمنی، حذر کنیم….