فن‌آوری‌های کامپیوتری و دیجیتال دروازه‌های بسیار تازه و هیجان انگیزی را به روی گزارشگران باز کرده اند.

پویش خبر، صادق دوپیکر:

عرصه‌های ارائه گزارش‌ها روز به روز تازه و متحول می‌شود؛ انواع آلبوم‌های تصویری، ویدئونگاری، وبلاگ نویسی، شبکه‌های اجتماعی، پیام رسان‌ها، پادکست، RSS، تلفن‌های هوشمند، کلاب هاوس و دیگر برنامه هایی که شاید تا زمانی که شما این متن را می‌خوانید تازه‌های دیگری به دنیای گزارشگری وارد کرده باشند.

 قبیله حرفه‌ای‌های خبر در میانه نمایش بزرگ تنازع بقای خودش است. این قبیله در چند سال اخیر متوجه شده است که دیگر نمی‌تواند به آن شکلی که سال‌ها با موفقیت پایه‌اش را ریخته بوده به زندگی ادامه دهد. دیگر او آن تنها نفری نیست که تامین کننده آذوقه خبری همه و صاحب اجماع و رأی عام است. زمینی که اهالی اتاق‌های خبر در آن زندگی می‌کردند و آن را نمونه حرفه ای می‌خواندند، دیگر از کارهای برجسته آنها حمایت نمی‌کند. به همین خاطر است که با بی میلی به نقطه‌ای رسیده اند که بدانند برای ادامه دادن، برای حفظ مطبوعات حرفه‌ای، قبیله خبر باید به آن سوی دریای دیجیتال هجرت کند و در سرزمین نو، زمین تازه یا صحنه تازه، جای خودش را پیدا کند.

کوچ، که اکثراً تصویری احساساتی از آن داریم، ضربه ای روانی بر یک جامعه است. کشیدن لنگرها و ترک جاهای آشنا، کارِ دشواری بود. بعضی از اهالی قبیله خبر، مایل به این مهاجرت نبودند. این‌ها افراد مرتجع و بدخلق‌های اتاق خبر‌ بودند. گروهی زمان زیادی در مراحل انکار ماندند، بعضی ها هم بی سروصدا خود از کار روزنامه نگاری کنار کشیدند. این کوچ اجباری و پیامدهای اقتصادی اش سبب  شد بسیاری از کارکشتگان حوزه خبر که نتوانستند خود را با شرایط جدید وفق دهند از این حوزه حذف شوند. مثل همه کسانی که مجبور به مهاجرت شده اند، اهالی قبیله روزنامه نگاری هم باید فکر کنند چه چیزهائی را با خودشان ببرند. کی راه بیفتند؟ کجا بروند؟ ضروریات زندگی تازه کدام است؟ و کدام بخش‌ها که احتمالاً در جهان کهنه به خوبی عمل می‌کرده ممکن است در جهان نو غیرلازم یا حتی دست و پاگیر باشد؟ باید از خودشان بپرسند آیا آنچه می‌دانند قابل جابه جا کردن است؟ زندگی آن سوی دریای دیجیتال کاملاً ناشناخته است. این ناشناخته بودن مسن‌ترهای قبیله را، که همیشه بلدِ راه‌های زندگی بوده اند، بلافاصله دچار بحران می‌کند.

این جابه جائی خود به خود دشوار است اما برای خردمندان سیاسی قبیله دشوارتر هم می‌شود وقتی بفهمند در سرزمینی که مطبوعات را باید بازسازی کنند کسانی مثل جین همشر، راجر ال. سایمون، آریانا هافینگتون و گلن رینولدز از پیش زندگی می‌کرده اند و مشغول ساختن نوعی تمدن بدیل برای روزنامه نگاری و تحلیل خبری بوده‌اند که از قواعد قدیمی مطبوعات و صنعتش نیز استفاده کرده است.

یکی از گیج کننده ترین سوال‌های روزنامه نگارها در حال حاضر این است که این ساکنان مصمم سرزمین تازه چه کسانی هستند و باید چطور با آنها کنار آمد؟

شرایط روزنامه نگاری در دو کرانه دریای دیجیتال به کلی با هم فرق می‌کند. تفاوت های برجسته اش اینهاست: ارتباط در سرزمین نو دوسویه است و از جمع- به- جمع. مشارکت افقی به اندازه پیام‌های از بالا به پائین اهمیت دارد. خواننده‌ها نویسنده شده اند و کسانی که پیش تر تنها به عنوان مخاطب شناخته می شدند حالا خودشان به تولید کننده، کارشناسِ درگیر و مصرف کننده کاردان تبدیل شده اند.

این نکته ای است که قبیله خبر وقتی اول بار در حوالی سال ۱۹۹۶به آنلاین رفت نمی دانست برای آنها پهنه تارنما راه مناسبی برای باز ارائه تولیدهایِ عرصه قدیم در جائی تازه بود. هر چند این قابلیت در اینترنت وجود داشت، اما استفاده از آن برای اهالی خبر هزینه سنگینی ایجاد کرد، زیرا مانع شد که آنها سرزمین تازه ای را که باید در آن مسکن کنند درک نمایند و فرصت پیدا کردند که کوچ شان را به تعویق بیندازند.

امروزه مطبوعات قلمرو مشترکی هستند که هم بخش حرفه ای و هم بخش آماتور دارد. از آنجا که آزادی مطبوعات هم قلمرو مشترکی است این اشتراک موجه است. این قلمرو به تساوی میان حرفه‌ای‌ها و غیرحرفه‌ای‌ها تقسیم شده است. در آنلاین این دو محدوده با هم در جریان اند. هنوز ارتباط عمودی- از مطبوعات به مردم- برقرار است. در عین حال ارتباط افقی- از مردم به مردم- هم جریان دارد. بخشی از آن یک سیستم بسته است- و بخش‌های بسته برای اعمال نظارت‌های ویراستاری خوب است- و بخش دیگری از آن یک سیستم باز است.

سیستم های باز برای مشارکت و کشف اطلاعات در هر کجای شبکه اینترنت، مفید هستند. به درد شریک کردن دیگران در اطلاعات می‌خورند و برای جستجوی مطالب به دردبخور روز به روز بهتر می‌شوند. روش‌های ویراستاری در این دو سیستم یکی نیستند. هیچ کدام نمی تواند جایگزین دیگری بشود و دشمن هم نیستند. ما باید خیلی بهتر یاد بگیریم که چطور این‌ها می‌توانند با هم کار کنند.