داستان کوتاه/اختاپوس شهریور ۶, ۱۳۹۸ | 9 دقیقه خواندن 0 دیدگاه صبح روز دوم آبان ماه، سال هفتاد وچهار، هنوز پلکهایم سنگینی می کرد و مادرم مهربانانه با آن صدای نازک وکشدارش، صدایم می زد.