لزوم همدلی و انسجام مردم در کنار همدیگر برای عبور از بحرانها
پویش خبر، سید امیر دانشی :
جامعهای که در لحظات دشوار، مردم آن دست در دست هم میدهند، به دور از اختلافات جزئی و با نگاهی کلاننگر، منافع جمعی را بر فردی ترجیح میدهند، قطعاً با سرعت و سلامت بیشتری از بحرانها عبور خواهد کرد.
امروز که کشور ما با چالشهایی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی مواجه است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به سرمایههای اجتماعی فراموششدهمان هستیم؛ همان سرمایههایی که در بزنگاههای تاریخی همچون دوران دفاع مقدس، زلزلههای بزرگ، یا حتی روزهای سخت تحریمها، ما را از فروپاشی و گسست نجات دادند.
همدلی، جوهرهی تابآوری اجتماعی
همدلی، بهمعنای واقعی کلمه، یعنی دیدن رنج دیگری و احساس مسئولیت نسبت به آن. زمانی که فردی در جامعه خود را تنها نبیند، وقتی بداند که حتی در سختترین روزها، همسایه، دوست، یا همشهریاش او را درک میکند و همراه اوست، نیرویی عظیم درون او شکل میگیرد. این نیرو همان تابآوری اجتماعی است؛ قابلیتی که هرچه در یک جامعه بیشتر باشد، آن جامعه زودتر میتواند خود را از وضعیت بحرانی خارج کند.
همدلی، یعنی تلاشی جمعی برای کاهش آلام یکدیگر؛ از خرید کالاهای ضروری برای خانوادهی نیازمند گرفته تا دلجویی از همکار افسرده، از رعایت نوبت در صف دارو گرفته تا نخریدن ارز و طلا برای سودجویی در شرایط تورم. اینها همگی مصادیق واقعی همدلی در زندگی روزمرهاند؛ رفتارهایی که اگر نهادینه شوند، از دل بحرانها، بستری برای رشد و شکوفایی شکل خواهد گرفت.
انسجام اجتماعی، ستون خیمهی امنیت
در سوی دیگر، انسجام اجتماعی بهعنوان انسجام بین اقشار مختلف جامعه، اقوام، مذاهب، طبقات اقتصادی و حتی دیدگاههای سیاسی مختلف، نقش تعیینکنندهای در عبور از بحرانها دارد. جامعهای که در آن اعتماد متقابل وجود داشته باشد، اختلاف سلیقهها را به جای جنگ و تخریب، به بحث و گفتوگوی سازنده تبدیل میکند، و همین گفتوگوها هستند که به حل مسائل کمک میکنند نه تعمیق شکافها.
هر اندازه که شکافهای اجتماعی بیشتر و عمیقتر شوند، ظرفیت عبور از بحرانها کاهش مییابد. تاریخ پر از مثالهاییست که تفرقه داخلی، دشمنان خارجی را به طمع انداخته است. اما در مقابل، وحدت کلمه، اتحاد ملی و انسجام عمومی، سد محکمی در برابر تهدیدات درونی و بیرونی بودهاند.
نقش رسانهها، نخبگان و مسئولان
در این میان، رسانهها، نخبگان، هنرمندان، فعالان اجتماعی و مسئولان حکومتی نقش کلیدی در تقویت یا تضعیف همدلی و انسجام دارند. رسانههایی که درگیر دوقطبیسازی، یأسآفرینی یا تشویش افکار عمومی میشوند، خواسته یا ناخواسته بر آتش بیاعتمادی و بیثباتی میدمند. در مقابل، رسانههایی که امید میسازند، واقعیتها را مسئولانه روایت میکنند و تریبون مردم بیصدا میشوند، میتوانند زمینهساز بازسازی اعتماد عمومی باشند.
نخبگان نیز باید از برج عاج پایین بیایند و در کنار مردم بایستند، هم در فهم مشکلات و هم در مشارکت در حل آنها. گفتوگو با مردم، شنیدن صدای آنها، احترام به دردهایشان و ارائه راهکارهای واقعی و کاربردی، رسالت نخبگان مسئولیتپذیر است.
مسئولان نیز، بیش از هر قشری، وظیفه دارند با صداقت، شفافیت، رفتار عادلانه و تلاش واقعی برای رفع مشکلات، بذر اعتماد را در دل مردم زنده نگه دارند. نمیتوان از مردم انتظار همدلی داشت، وقتی با تبعیض، بیعدالتی یا رانتخواری مواجه هستند.
همدلی در عمل، نه در شعار
بارها و بارها در سخنرانیها، بیانیهها و متنهای رسمی از لزوم اتحاد، انسجام و همراهی سخن گفتهایم، اما واقعیت این است که همدلی و انسجام با سخنرانی شکل نمیگیرد. این مفاهیم، زمانی معنا مییابند که در عمل، در رفتار روزمره مردم و مسئولان، در فضای رسانهای و حتی در ادبیات گفتوگوهای خانوادگی و محلی نمود پیدا کند.
همدلی یعنی وقتی تورم بیداد میکند، فروشندهای منصفانهتر بفروشد، پزشک منصفانهتر حقالزحمه بگیرد، کارفرما کارگرش را درک کند، و کارمند وظیفهاش را با وجدان انجام دهد.
انسجام یعنی اینکه در روزهای سخت، اقوام مختلف، ادیان گوناگون، و سلیقههای سیاسی متفاوت، در کنار هم بایستند و اولویت را نجات کشور و جامعه قرار دهند، نه تسویهحسابهای شخصی یا جناحی.
آیندهای روشن، با دستانی در هم گرهخورده
در نهایت، آنچه آینده ما را میسازد نه فقط منابع طبیعی و سرمایههای مادی، بلکه اعتماد، همدلی، انسجام و همکاری مردم با یکدیگر است. آینده روشن، در گرو دستانیست که به جای آنکه در برابر هم مشت شوند، در کنار هم گره بخورند.
بحرانها در هر کشوری ، دیر یا زود رخ میدهند؛ اما تفاوت ما با دیگران، در نحوه مواجهه با آنهاست. بیایید از امروز، از همین لحظه، سهم خودمان را در ساختن جامعهای همدلتر و منسجمتر ادا کنیم.