میراث فرهنگی؛ شناسنامهای که نباید در غبار تاریخ گم شود
پویش خبر، سید امیر دانشی:
این میراث، پلی است میان دیروز و فردا که به ما میگوید کیستیم، از کجا آمدهایم و به کدام سو در حرکتیم. در روزگاری که جهانیسازی تلاش میکند تمام تفاوتهای فرهنگی را در خود هضم کند، بازگشت به ریشهها و پاسداشت میراث تاریخی، نه یک انتخاب نوستالژیک، بلکه یک استراتژی حیاتی برای بقای هویت ملی است.
میراث فرهنگی؛ فراتر از بناهای سنگی
وقتی از میراث فرهنگی سخن میگوییم، باید دریای نگاهمان را وسعت دهیم. میراث به دو بخش «ملموس» و «ناملموس» تقسیم میشود. میراث ملموس همان تختجمشیدها، مساجد فیروزهای، بازارها و کاروانسراهایی هستند که هنر و معماری نیاکان ما را به رخ میکشند. اما میراث ناملموس، که شاید حتی مهمتر باشد، شامل آیینها، زبان، موسیقی، دانشهای بومی و حتی صنایعدستی ماست. دانش ساخت یک چاقوی اصیل در زنجان یا فن کوزهگری در لالجین، به اندازه یک بنای چند هزار ساله ارزش تاریخی دارد؛ چرا که اینها «دانشِ زیستن» هستند که سینه به سینه نقل شدهاند تا به ما برسند.
چرا پاسداشت تاریخ، ضرورتی انکارناپذیر است؟
برخی گمان میکنند که میراث فرهنگی باری بر دوش توسعه است و برای نوسازی باید آثار کهن را تخریب کرد. اما حقیقت کاملاً برعکس است.
۱. خودباوری و اعتماد به نفس ملی: ملتی که بداند اجدادش در هزاران سال پیش، مهندسی دقیق قنات را پیاده کردهاند یا در جاده ابریشم نبض بازرگانی جهان را در دست داشتهاند، در برابر چالشهای مدرن هرگز خود را نمیبازد. میراث تاریخی، منبع اصلی الهام و خودباوری است.
۲. درسآموزی از خرد پیشین: در دل هر اثر تاریخی، حکمتی نهفته است. معماری کویری ما درس «سازگاری با محیط زیست» میدهد. بازارهای قدیمی ما درس «توازن اجتماعی و اقتصادی» میدهند. با تخریب این آثار، ما در واقع کتابهای درسی بزرگی را میسوزانیم که میتوانند الگوی توسعه پایدار امروز ما باشند.
میراث فرهنگی؛ موتور محرک اقتصاد پایدار
در دنیای امروز، میراث فرهنگی یکی از بزرگترین سرمایههای اقتصادی کشورهاست. گردشگری فرهنگی و تاریخی، صنعتی پاک، اشتغالزا و درآمدزاست که میتواند جایگزین اقتصادهای تکمحصولی شود. هر گردشگری که برای دیدن یک بنای تاریخی یا تماشای یک آیین سنتی وارد کشور میشود، در واقع به زنجیرهای از مشاغل—از صنایعدستی گرفته تا هتلداری و حملونقل—رونق میبخشد. بنابراین، مرمت یک بنای تاریخی، هزینه نیست، بلکه یک سرمایهگذاری پرسود برای نسلهای آینده است.
تهدیدها و چالشهای پیش رو
متأسفانه میراث ما از دو جهت در خطر است: «فرسایش زمان» و «بیمهری انسان». تخریبهای عمدی به بهانه نوسازی، سرقت آثار باستانی، و مهمتر از همه، «فراموشی»، بزرگترین دشمنان تاریخ ما هستند. وقتی فرزندی از تاریخ کشورش بیاطلاع باشد، وقتی نام مفاخر و وجه تسمیه بناها را نداند، پیوند عاطفیاش با خاک گسسته میشود. میراث فرهنگی قبل از اینکه در زمین تخریب شود، در فکرها از بین میرود.
مسئولیت همگانی؛ از دولت تا شهروند
حفاظت از میراث فرهنگی تنها وظیفه یک وزارتخانه یا سازمان خاص نیست. این یک میثاق ملی است. دولتها باید با اختصاص بودجههای مرمتی و تدوین قوانین سختگیرانه، صیانت از آثار را تضمین کنند.
نهادهای آموزشی باید عشق به هویت ملی را در کتب درسی نهادینه کنند و اما مردم؛ ما به عنوان شهروند، پاسداران اصلی این گنجینهها هستیم. خرید یک اثر صنایعدستی اصیل، معرفی یک بنای گمنام در شبکههای اجتماعی و آموزش احترام به آثار تاریخی به فرزندانمان، کوچکترین و در عین حال موثرترین کارهایی است که میتوانیم انجام دهیم.
نتیجهگیری: امانتی برای آینده
میراث فرهنگی ارثیهای نیست که ما مالک آن باشیم تا هرگونه بخواهیم مصرفش کنیم؛ بلکه امانتی است که از نسلهای گذشته به ما رسیده تا سالم و پرشکوه به دست آیندگان برسانیم. هر آجر از یک دیوار قدیمی، هر گره از یک قالی دستباف و هر بیت از یک شعر کهن، بخشی از ستون فقرات هویت ماست. با پاسداشت میراث فرهنگی، ما در واقع به آیندگان میگوییم که ما ملتی با ریشه بودهایم که در طوفانهای تاریخ، اصالت خود را حفظ کردهایم. پاسداشت تاریخ، ستایش زندگی است.