چالشهای اساسی کسبوکارهای نوپا
در صورتی کسب وکارهای بزرگ جایگاه خودشان را در بازارهای متلاطم و بحرانی تثبت میکنند که بتوانند متکی بر امور و فعالیت های روتین کاری خودشان باشند. تاکنون محققان مطالعاتی در مورد چالشهای کسب وکارهای نوپا و چگونگی ارتباط این چالشها با تاب آوری را مورد بررسی قرار نداده اند.
پویش خبر، ایمان رستگار(مرکز توسعه تجارت الکترونیکی):
روتین کردن فرآیندهای ضروریِ کاری برای بقا، میتواند توانایی یک سازمان یا یک کسب وکار را برای پیشبینی، پیشگیری و کاهش مشکلات بالقوه پیش از تشدید بحران ها در کسب وکارهای نوپا و برای تضمین امنیت، رفاه و شکوفایی آنها موثر واقع کند. براساس تحلیل دادههای مقایسهای که محققان انجام داده اند، عوامل زمینهای خاصی با راهاندازی کسب وکارهای نوپا شناسایی میشوند که اگر به آنها توجه گردد باعث رشد و پیشرفت آن کسب وکارها میگردد.
علاوه بر این، محققان نشان داده اند که ارزش عوامل زمینه ای برای موفقیت کسب وکارها بسیار مهم است. از این رو روشهای فعلی برای ارتقاء ارزش فعالیت های روتین در آغاز کسب و کارهای نوپا از طریق ابزارها و مشوقها بسیار مهم و ضروری میباشد و میتوان تاب آوری کسب وکارها را به عنوان توانایی کنترل و هدایت شرایط چالش برانگیز تعریف کرد که امنیت، رفاه و پیشرفت کسب وکارها را تضمین کند.
با در نظر گرفتن اهمیت اقتصادی کسب وکارهای نوپا، تعجبآور است که تقریبا ً هیچ مطالعه تجربی در خصوص عوامل زمینه ای، شناختی و رفتاری تاب آوری کسبوکارها در سطح ملی وجود ندارد.
کسبوکار را میتوان به عنوان یک گروه از شرکتهای کوچک و متوسط معرفی کرد که بیش از سه تا پنج سال است که فعالیتهای کارآفرینی را انجام میدهند. کسبوکارهای نوپا نسبت به کسبوکارهای تثبیت شده آسیبپذیرتر در نظر گرفته میشوند. این کسبوکارها منابع کمتری برای مقابله با بحرانهای تهدید کننده یا تضمین کسبوکار خود دارند.
برای مثال، کسبوکارهای بزرگ دارای اطمینان و ثبات بالایی میباشند که ناشی از مدلهای کسب و کار نوآورانه، محصولات یا خدمات هستند. بنابراین، کسبوکارهای نوپا پیوسته تحت شرایط چالش برانگیز به عوامل مختلفی واکنش نشان میدهند. در مقابل این عوامل پیشزمینه ای، کسبوکارهای نوپا ممکن است به انعطاف و ثبات هم نیاز داشته باشند، چرا که فعالیت های روتین کاری کسبوکارها ممکن است ابزار خوبی باشند تا استحکام کسبوکارها حفظ گردد.
اندیشمندان استدلال میکنند که اجرای منظم فعالیتهای روتین میتواند بر سطح تاب آوری کسبوکارها تاثیر مثبت بگذارد. در نتیجه کار اصلی در حوزه کسبوکارها از دو جنبه ” تاب آوری و تغییرپذیری “، مورد بررسی قرار میگیرد که بر رویههای کاری تاکید دارند. لذا تاب آوری کسبوکارها میتواند توانایی آنها را برای انجام سریع امور عادی و همچنین ایجاد یک حس امنیت برای اعضای کسبوکار و کمک به حفظ فرآیندهای حیاتی مانند تصمیمگیری استراتژیک، توسعه محصول و یا برنامهریزی مالی ارایه دهند.
این در حالی است که کسبوکارهای بزرگ میتوانند بر روشهای پیشرفته متکی باشند و کسب وکارهای نوپا نیاز به ایجاد و حفظ روالهای ضروری کاری دارند. و متاسفانه محققان هنوز مشکلات عوامل زمینهای، شناختی و رفتاری را در کسبوکارهای نوپا در نظر نگرفته اند. از این جهت، کارآفرینی در حوزه کسبوکارهای نوپا و تاثیرات آن بر تاب آوری برای ایجاد و راهاندازی یک موضوع تحقیقاتی بسیار مهم و مورد تاکید است.
در اینجا به دو سهم عمده نظری اشاره میکنم:
اول در سطح مفهومی از مطالعات تاب آوری کسب وکارها حمایت میکنم که عوامل شناختی، زمینه ای و رفتاری کسب وکارها را در نظر میگیرد. و همچنین بر اهمیت فعالیت های روتین کاری برای تاب آوری کسب وکارها پیش از بحران ها تاکید میشود.
دوم، بنیانگذاران باید چالشهای پیش روی کسب وکارهای نوپا را نشان دهند. براساس مطالعات انجام شده، ما بازدارندههای بالقوه و تسهیل کنندگان را برای درک یک فعالیت روتین کاری و همچنین شاخص هایی برای بالابردن ارزش هر کسب وکار را مشخص میکنیم. در عوض، یک ارزیابی موثر منجر به ایجاد و حفظ روالهای کاری ضروری در کسب وکارها میشود که به طور خاص مربوط به تاب آوری هستند. همانطور که مستحضر هستید موضوع تاب آوری در سالهای اخیر به طور فزایندهای محبوب و مورد استقبال سازمان ها و شرکتها شده است. ولی همچنان شاهد هستیم که برخی از محققان فقط بر روی توانایی های خاص کسب وکارها تمرکز میکنند و به حوادث غیرمنتظره پیشروی کسب وکارها توجهی ندارند، که این جای تامل و بازنگری دارد.
عوامل غیرمنتظره میتوانند فجایع و خسارت های بسیار جدی را برای کسب وکارها بوجود آورند. با این حال، دیدگاه برجستهتر شامل طیف گستردهای از اختلالات است، که نه فقط وقایع بسیار شدید بلکه مقابله با استرس مداوم و شرایطی که در ابتدا کمتر شدید بودند، میتوانند انباشته شوند و به بحرانهای بزرگ کسب وکارها شدید تبدیل شوند، که بخشی از خاصیت تاب آوری شرکتها را تشکیل میدهند. از آنجایی که کسب وکارهای نوپا عموما ً با فشار مداوم و بحرانهای فزاینده خارجی مواجه هستند، سزاوار توجه و حمایت بیشتر از سوی دولت هستند.
در واقع، کسب وکارهای نوپا پیوسته با مسائل عملیاتی و استراتژیک جدید مواجه هستند، بطوریکه تجمع رویدادهای کوچک یا حتی ” جریانهای بی وقفه مداوم ” میتواند منجر به بحرانهای داخلی شود که تهدیدی برای بوجود آمدن کسب وکارها محسوب میشوند.
در این مطالعه تاب آوری کسب وکارها به عنوان توانایی یک کسب وکار برای عبور از شرایط چالش برانگیز در رسیدن به سطح امنیت، رفاه و آسایش تعریف میشود. رسیدگی به شرایط چالش برانگیز برای مقابله با بحرانهای تمامعیار ( پس از بحران ) و مکانیسمهایی برای قبل از بحرانهای پیشبینی شده و کاهش اثرات آن،پیشگیری پیش از بحران ها ضروری است.
با این وجود استدلال اینست که آیا در زمینه تاب آوری کسب وکارها عوامل منطقی مشترکی برای ایجاد خاصیت تاب آوری برای همه شرکتها وجود دارد؟
برای پاسخ به این سوال میتوان گفت که عواملی وجود دارند که در همه انواع کسب وکارها ( کوچک یا بزرگ، نوپا یا تثبیت شده ) اعمال میشوند، اما برخی از عوامل تنها در زمینه کسب وکارهای خاصی منطقی و کاربردی هستند. در مقابل این پیشزمینه، بررسی قابلیت تاب آور بودن در سطح کسب وکارها که به طور خاص برای آغاز کسب وکار اعمال میشود، منطقی است.
همانطور که مشخص شد، بیشتر مطالعات در فصل مشترک تاب آوری و کارآفرینی با یک رویکرد سطح خرد اتخاذ شده است، که به جای قابلیتهای کسب وکاری، عوامل کسب وکارها را بررسی میکنند. بر این اساس کارکردهای عوامل کسب وکارهای اساسی برای تاب آوری به طور گستردهای نادیده گرفته شده است.
فرض ما اینست که کسب وکارهای نوپا به طور مداوم با شرایط چالش برانگیز مقابله میکنند. از آنجا که هم تاب آوری و هم ثبات برای ایجاد کسب وکار تاب آور مهم هستند. حفظ و تثبیت فرآیندهای ضروری، علاوه بر تاب آوری و سازگار بودن، برای آغاز یک کسب وکار ضروری است. کسب وکارها در چرخه عمر اولیه خود بسیار انعطافپذیر هستند، اما نسبتا ً ناپایدار هستند و به همین دلیل ” هنوز به سطوح بالایی از تاب آوری دست نیافته اند.” در مقابل این پیشزمینه ها عقیده بنده بر این نکته تکیه می کند که کسب وکارهای نوپا توسط این واقعیت مشخص میشوند که آنها به طور مداوم با شرایط چالش برانگیز مواجه میشوند، و تاب آوری کسب وکارها یک موضوع اساسی در زمینه راهاندازی اولیه خودشان هستند. با این حال، ایجاد و حفظ چنین روال هایی منجر به ایجاد یک تفاوت قطعی برای کسب وکارها میشود، اعم از کوچک و متوسط.
همراستا با فلدمن عقیده دارم که فعالیت های روتین کسب وکارها به عنوان ” الگوی تکراری از اقدامات وابسته ” تعریف میشود. برای دستهبندی تعداد کمی از مطالعات موجود در رابطه با خاصیت تاب آوری، تمایزی را در نظر میگیریم که توسط هاوارد گرین ارائه شدهاست. در حالی که دیدگاه قابلیت به اصطلاح نتایج عملکردی روالهای عملیاتی مانند تاب آوری کسب وکارها نگاه میکند، و دیدگاه عمل دینامیکی به فعالیتهای درونی روتین فعالیتها ( مانند ایجاد و حفظ روالها ) تمرکز میکند.
من یک دیدگاه عملی را دنبال و توصیه میکنم که با واژه روتین کردن کارها صحبت میکند. با این حال، برای نشان دادن اهمیت روالهای کسب وکارها برای تاب آوری کسب وکارها، ابتدا باید متون را از دیدگاه قابلیت ها مرور کنیم و افکار مفهومی خود را اضافه نماییم.
همچنین برای تعیین سهم اجرای فعالیتهای روتین در مطالعات تاب آوری کسب وکارها، تمایز بین پیش بحران ها و سازماندهی پس از بحرانها مفید و حیاتی میباشد. مسائل مدیریتی در هنگام توسعه تاب آوری کسب وکارها، سازماندهی پیش از مشکلات است که شامل قابلیتهایی برای دوام، و روشهای مرتبط با هم است که ” پیشبینی، جلوگیری و یا کاهش بحرانها ” را ممکن میسازند.
به عنوان مثال، حوزه سازمانهایی با قابلیت اطمینان بالا، که تا حدی مرتبط با تاب آوری سازمانی است، بر پتانسیل روالهای کاری پیچیده تاکید دارد تا امکان پیشبینی و جلوگیری از فجایع را فراهم نماید. ایده این است که امور و فعالیتهای روتین عادی پتانسیل ایجاد ثبات و نظم را دارند. و ” وظایف و ماهیت اصلی خود را حفظ میکنند”. در این خصوص، لینگینک هال و همکاران در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ فعالیتهای روتین را به عنوان یک منبع کلیدی در حالت تابآور، پرداختن به اثرات تثبیتکننده و عمل گرا میبینند.
علاوه بر این، ایجاد ثبات در یک بخش از یک کسب وکار، میتواند تاب آوری بیشتری را در بخش دیگری فراهم کند. به همین ترتیب، ساتکلیف در سال ۲۰۰۳ اشاره کرد که ” تواناییها برای پیکربندی مجدد منابع، که برای تاب آوری حیاتی هستند، اغلب از روالهای کاری روزمره مانند نوآوری محصول و تصمیمگیری استراتژیک بوجود میآیند .
” شرکتهایی که فعالیت روتین را انجام میدهند، میتوانند برخی از کارها را به عنوان الگوهای پایدار و قابلپیشبینی و دیگر روالهای کاری را به عنوان یک الگوی کمتر قابلپیشبینی و انعطافپذیر درک کنند. بنابراین، هر فعالیت روتینی منجر به احساس امنیت و پیشرفت نمیشود.
از آنجا که روالهای کاری سازمانی از طریق ” فعالیتهای تکراری ” ایجاد میشوند، فرآیندها تنها زمانی اجرا میشوند که یک فعالیتهای کاری بصورت روتین نباشند، و همچنین پایدار و قابلپیشبینی تلقی نمیشود.
بنابراین، یک درک مشترک بین اعضای سازمان، و درگیر بودن در یک فعالیت ضروری بنظر میآید تا یک فعالیت روتین قابلتشخیص باشد. در حالی که این برداشتهای مشترک برای بسیاری از روالهای ایجاد شده در سازمانها وجود دارد، و شرکتهای نوپا باید آنها را از نو بسازند. اگرچه روالهای سازمانی میتوانند به سادگی پدیدار شوند، من استدلال میکنم که ایجاد عمدی روالهای سازمانی یک وظیفه مدیریت چالش برانگیز به ویژه در زمینه آغاز کسب وکار است.
با این حال، در کسب وکارهای نوپا، معمولا ً تعداد کمی از روالهای سازمانی در دسترس هستند ( حداقل در مرحله شروع اولیه ). عواملی را باید بررسی کنیم که توانایی راهاندازی کسب وکارها را تحتتاثیر قرار میدهند، که شامل ایجاد اولیه و حفظ روال عادی است.
علاوه بر این، در ابتدا باید بر امور عادی مرتبط با فرآیندهای حیاتی مانند بقا، بازتاب استراتژیک ، ارزیابی مالی و توسعه محصول تمرکز کنند. داشتن فرآیندهای ضروری قبل از بحران میتواند تاب آوری پیش از بحران را افزایش دهد، و به آن امکان پیشبینی، کاهش و جلوگیری از بحرانهای آتی را میدهد.
در پایان پیشنهاد مطالعاتی برای محققان را با این پرسش شروع میکنم که پژوهشهای تجربی حوزههای کسب وکارها را هدایت میکند: کدام عوامل بر اهمیت فرآیندهای حیاتی برای بقا در شرکتهای نوپا تاثیر میگذارد؟