ریزگردها؛ مهمان ناخوانده جنوب و تهدیدی برای زندگی
پویش خبر، محمد کیانیان(آزمال):
در هفتههای اخیر، بار دیگر طوفانهای گرد و غبار، آسمان مناطق جنوبی ایران از جمله کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، بوشهر، سیستان و بلوچستان و جنوب کرمان را خاکستری کردهاند. پدیدهای که دیگر برای مردم این مناطق بیگانه نیست، اما با هر بار وقوع آن، موجی از نگرانیهای زیستمحیطی و بهداشتی را به همراه دارد. هجوم ریزگردها نهتنها چشمانداز شهرها را تیره و تار کرده، بلکه به تهدیدی جدی برای سلامت جسمی و روانی شهروندان، بهویژه کودکان، سالمندان و بیماران خاص تبدیل شده است.
ریزگردها از کجا میآیند؟
بخش عمدهای از ریزگردهایی که این روزها جنوب ایران را درگیر کردهاند، منشأ خارجی دارند؛ عمدتاً از بیابانهای عراق، سوریه و عربستان وارد کشور میشوند. خشکسالیهای پیاپی، کاهش بارندگی، تخریب پوشش گیاهی و مدیریت نادرست منابع آب در سطح منطقه باعث شده بسترهای خاکی وسیعی بدون حفاظت باقی بمانند و با وزش هر باد، میلیاردها ذره معلق به هوا بلند شده و کیلومترها جابهجا شوند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این معضل، به عوامل داخلی نیز برمیگردد؛ خشک شدن تالابها، سدسازیهای گسترده، و بهرهبرداری بیرویه از منابع آبی نیز به گسترش این پدیده در داخل کشور دامن زدهاند.
محیط زیست در محاصره خاک
ریزگردها، تنها تهدیدی برای انسان نیستند. پوشش گیاهی، زیستگاههای طبیعی و حیاتوحش مناطق جنوبی در برابر این پدیده بسیار آسیبپذیرند. گرد و غبار غلیظ، فرآیند فتوسنتز گیاهان را مختل میکند، خاک را از مواد مغذی تهی میسازد و منابع آبی را آلوده میکند. این امر به کاهش تولیدات کشاورزی، نابودی پوشش گیاهی بومی و مهاجرت گونههای جانوری منجر شده است.
تالابها، که زمانی پناهگاه هزاران پرنده مهاجر و گونههای نادر بودند، اکنون به کانونهای گرد و غبار بدل شدهاند. این تغییرات اکولوژیکی در بلندمدت، تعادل زیستی منطقه را بر هم میزند و باعث ناباروری زمین و افزایش بیابانزایی میشود.
سالمندان و کودکان؛ قربانیان بیدفاع
ریزگردها تأثیر مستقیمی بر سلامت عمومی دارند، اما گروههای خاص جامعه مانند کودکان، سالمندان و بیماران زمینهای بیش از دیگران آسیبپذیرند. کودکان به دلیل دستگاه تنفسی حساس و سیستم ایمنی ضعیفتر، بیشتر در معرض حملات تنفسی، آسم، آلرژی و عفونتهای تنفسی قرار میگیرند. همچنین افزایش مراجعات به بیمارستانها و کلینیکهای اطفال در روزهای خاکی بهخوبی گویای این واقعیت است.
از سوی دیگر، سالمندان به دلیل داشتن بیماریهای زمینهای از جمله مشکلات قلبی–ریوی، فشار خون بالا و ضعف عمومی، بیشتر در معرض خطر قرار دارند. بسیاری از آنها با هر بار افزایش غلظت ریزگردها دچار تنگی نفس، خستگی مفرط و حتی حملات قلبی میشوند. برای این افراد، یک روز خاکآلود میتواند معادل چند ماه آسیب تنفسی باشد.
بیماران خاص و بحرانهای خاموش
بیماران تنفسی مانند مبتلایان به آسم، برونشیت مزمن و بیماریهای انسدادی ریه، یکی از آسیبپذیرترین اقشار در روزهای آلودگی ناشی از ریزگردها هستند. ورود ذرات ریز معلق به مجاری تنفسی آنها میتواند حملات حاد را تحریک کند و حتی جان بیمار را به خطر اندازد.
بیماران سرطانی، افراد دارای نقص سیستم ایمنی، و بیماران کلیوی نیز در اثر تماس با آلایندههای هوا دچار تشدید علائم میشوند. از آن بدتر، کمبود تجهیزات پزشکی در برخی مناطق و عدم دسترسی سریع به خدمات درمانی، بحران را تشدید میکند.
زنگ خطر به صدا درآمده؛ اما اقدام کجاست؟
در سالهای گذشته، هشدارهای فراوانی از سوی متخصصان محیط زیست و پزشکان در خصوص آثار ریزگردها داده شده، اما بهنظر میرسد اقدامات اجرایی همچنان کند، مقطعی و ناکارآمد بودهاند. قطع همکاریهای منطقهای، عدم اجرای دقیق توافقنامههای زیستمحیطی با کشورهای همسایه، کمبود بودجه برای نهالکاری و تثبیت خاک، و نبود زیرساختهای مناسب برای پایش مستمر کیفیت هوا از جمله ضعفهای موجود در مقابله با این پدیده است.
همچنین، آموزش عمومی و اطلاعرسانی مناسب برای گروههای آسیبپذیر همچون دانشآموزان، سالمندان و خانوادههای دارای بیمار خاص نیز بسیار ضروری است. استفاده از ماسکهای استاندارد، پرهیز از تردد در فضای باز در روزهای آلوده، تجهیز مراکز درمانی و اورژانسها به امکانات لازم، میتواند تا حدی از شدت آسیبها بکاهد.
جمعبندی
ریزگردها فقط «هوا» را آلوده نمیکنند، بلکه «زندگی» را هدف گرفتهاند. اگر بهموقع و بهصورت علمی، منطقهای و متمرکز برای مهار این پدیده اقدام نکنیم، نهتنها محیط زیست کشور بهصورت گسترده تخریب خواهد شد، بلکه نسل آینده نیز با تبعات شدیدتری از امروز مواجه خواهد بود.
اکنون زمان آن است که با همفکری، همکاری منطقهای، و برنامهریزی در سطح ملی، این تهدید خاکستری را جدی بگیریم؛ پیش از آنکه نفس کشیدن در سرزمین مادری برای همیشه دشوار شود.